اینجا چراغی روشنه

ای ترس تنهایی من

۴ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است

اصول

برای تحقیق در زمینه کاری لازم بود یه سری پرسشنامه رو بین چند محله تهران پخش کنم و نتیجه رو بررسی کنم.

جدای نتیجه مدنظر پروژم به نتیجه تاسف بار رسیدم که 50% مردم بدون اینکه بدونن کی پشت دره، در رو باز میکنن...حتی اونایی که آیفون تصویری ندارن.

وقتی خودمون هیچ تلاشی برای حفظ امنیتمون نمیکنیم، تعجبی هم نداره هر دو روز یه بار، خبر هولناک از تجاوز و دزدی و... بشنویم.




پ ن: این جامعه، جا برا فرهنگسازی خیلی داره...هنوز خیلی از اصول اولیه رو رعایت نمیکنیم و این جای تاسف داره.

 یه سری مسائل از همین اصول واقعا آزار دهنده اس...یه چیزایی برای ما "انگاره" شده. انگاره یعنی چیزی که تو جامعه ما غیرقابل حذفه.

مثلا "تاخیر"...هیچ وقت نشده من با کسی قرار داشته باشم و ضمن آن تایم بودنم طرف مقابل حداقل یه ربع تاخیر نداشته باشه.

مثل "جا زدن توی صف"..."دنده عقب توی اتوبان و بزرگراه ها" و...

پ ن: از خودمون شروع کنیم بهتره... و بهترین روش اینه که حس مسولیت پذیری رو در خوردمون تقویت کنیم...وقتی مسولیت پذیر باشیم هیچ یک از این موارد رخ نمیده.


۰ نظر
یه دوست

به خودم قول خواهم داد

به خودم قول میدم اگه روزی قرار بر خریدن وسایل خونه و ...داشتم تا حد امکان جنس ایرانی بخرم...

حتی اگر "به درد نخور هم " باشد.



پ ن 1:

اولی: چرا اینو خریدی؟؟؟...خارجیه ک...ایرانیشم ک هس!!

دومی: خو ایرانی که جنس نداره!

اولی: حالا سیب زمینیتو با پوست کن ایرانی پوست بکنی مثلا چ میشه.!!!!

دومی: خٌــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب،...با کلاستره.

اولی: متاسفم.

پ ن 2: خودم تو مسائل بهداشت و درمان شوخی ندارم واگر بدونم کالای داخلی کوتاهی کرده ،حتما از خارجی استفاده میکنم...ولی یه بار فک بکنیم که چی داریم میخریم!

ایرانی بخریم

پ ن 3: والله ک ظلمه!!! 

۰ نظر
یه دوست

هنوز اوله پاییزه

افتتاحیه سرماخوردگی فصول سرد سال رو باز من زدم.

یه باد سردی وزید و در جا خوردمش...

خوبی آخر هفته مریض شدن اینه که کسی نیس کاری به کارت داشته باشی و تحت تاثیر قرص هایی که خوردی،تخت میگری میخوابی( با کابوس کارهای زیادی ک داری).

بدیشم اینه که هیچکی نیسی یه لیوان آب بده دستت و برپا شدن مساوی با پای اجاق واستادنه و ...



پ ن: بعد از گذشتن این همه مدت هنوز یه سوالایی تو ذهنم بی جواب مونده و با خودم میگم خدا کنه اونقد داشته باشم که تو آخرت حداقل این سوالمو جواب بدن...ک چرا؟؟؟؟؟


۰ نظر
یه دوست

my dream

یه روزایی رو گذروندم و با کسایی صحبت داشتم که آرزوم بود حتی ببینمشون.

بالاخره تونستم دکتر امیری رو به عنوان استاد راهنمام انتخاب کنم و این از رویاهای من بود...

فک کن دکتر به من میل زده که فردا یه ساعت دیرتر بیا ...واااااااای دارم خواب میبینم.

فوقالعادس...

خدا کمک کنه لیاقت این همه لطف رو داشته باشم...



روزای دانشجویی

 

پ ن پ: بعد از دو سال دلم برا روزای دانشجویی و خوابگاه و این حور بساطا تنگ شده بود...

این عکسو گذاشتم که بگم همشم پای درس و... نیستم..(تصویر از خودم -بوستان خوابگاه)

۰ نظر
یه دوست