اینجا چراغی روشنه

ای ترس تنهایی من

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

نامیرا

یه وقتایی یه جوری به فرع مسئله میچسبیم که اصل به کل فراموش میشه...

مثل امشب که سرپرستی خوابگاه ده بار سرویس های مراسم رو متذکر شد آخر سر یادش رفت اذان رو بذاره رو پخش.



یه وقتایی هم لازمه که ما به خودمون بیایم.

همین ماه محرم....اینقد درگیر عذاداری میشیم که فراموش میکنیم اصلا هدف امام حسین (ع) چ بود؟

خدا کنه هرچه زودتر کتاب نامیرا2 چاپ بشه.


بعدا نوشتم: هر وقت میام تو وبم انگار گُر میگیرم...یه جایی باید این حس من تموم بشه...اما چرا نمیشه؟؟؟؟؟؟

۰ نظر
یه دوست

من و این همه خوشبختی...!

از همون اول به امسال حس خوبی داشتم

فال حافظ سفره هفت سین این حسو بهم داد.

مهمترین کارهای زندگیم به آسونی وبا خاطرات خوش داره میگذره.

به چیزهایی دارم میرسم که جزو آرزوهای دست نیافتیم بود.

خدا رو شکر


#شاید مزد دل های شکسته زودتر از اون چه که فکر کنن داده میشه!

۰ نظر
یه دوست